سیا ارمجانی
سیا ارمجانی به واسطه تعلق خاطر عمیقش به فلسفه، علوم اجتماعی و تاریخ توانسته آثاری بیافریند غریب و مرموز، او در سال ۱۹۸۲ اتاق درس گفتار لویی کان را در فیلادلفیا طراحی کرد و ساخت. آثار وی که غالبا تحت هنر عمومی دسته بندی می شوند، دمکراتیک اند، چرا که هنر را با زندگی روزمره یکسان میکنند، پل ها، اتاق ها و سازه های باغی اش ساده اند و البته درگیر جزییات، البته غالبا با پاراگرافی از نویسندگان مورد علاقه اش همچون ویتمن، ملویل و امرسون منقوش هستند. اتاق درس گفتار لویی کان برای ۳۵ نفر طراحی شده است، در میانه اتاق او فضایی را آزاد کرده است برای تبلور “کیفیت مراقبه”، بدنه کنار اتاق طوری سازمان دهی شده است که بتوان تصویر آثاری از لویی کان را بر آن نصب و بعدا جا به جا کرد، کتیبه ای در اتاق نصب شده است که روی آن عبارت معروف لویی کان در مورد مدرسه نقل شده است:”اولین مدرسه با مردی اغاز شد که زیر درخت داشته هایش را با دیگرانی که پیرامونش نشسته بودند تقسیم می کرد، نه مرد می دانست معلم است و نه آن های دیگر می دانستند که دانش آموزند.” در کف اتاق حاشیه نویسی ای از والت ویتمن امده:”وقتی ماده مهیا و آماده شد، معماری اشکار می گردد.” ظرافت ساده و معنوی اتاق ما را به یاد سالن کواکر کلیسا در سرزمین کلیساها می اندازد، ارمجانی تلاش کرده است حس و حال پناهگاهی که در مجاورت اتاق قرار دارد را به اتاق درسْ گفتار لویی کان منتقل کند، پناهگاهی که در اصل یک کلیسا بوده است. یکی از کارهای او به نام «مینیاپلیس مکتوب» یک صفحه ۵ متری پر از شعر فارسی است. این اثر، بازتاب خاطرات کودکی و نوجوانی او در تهران است. او می گوید ذهنش پر از شعر است که بسیاری از آنها را در دوران مدرسه حفظ کرده و همه آنها را روی این صفحه ۵ متری نوشته است. «مینیاپلیس مکتوب»، مقبره خود ارمجانی است. طرحی از نمای شهر مینیاپلیس که سالهاست در آن زندگی می کند، به علاوه صدها شعر فارسی که فاصله میان خطوط ساختمان ها را پر کرده است. او معتقد است هنر نباید درباره شخص او باشد به همین دلیل به جای تصویر خود، نمای شهرش را روی مقبره خود کشیده است. از میان کارهای او میتوان به “پل جرج سیمل” در شهراسترازبورگ فرانسه (۲۰۰۳)، “نقش دیواری” در شهر کانزاس آمریکا (۲۰۰۱) و “میز پیکنیک برای هووسکا بیلسا” در هووسکای اسپانیا (۲۰۰۰) اشاره کرد و همچنین پروژههای بسیار دیگری مانند برج و پل جزیره Staten در نیویورک، Round Gazebo در نیس، فرانسه، و پل Irene Hixon Whitney در مینیاپلیس، مینه سوتا، ایالات متحده را انجام داده است. آثار او در موزه های معتبری چون متروپولیتن نیویورک، هنر مدرن نیویورک، گوگنهایم، انستیتوی هنر شیکاگو، گالری ملی آمریکا، موزه بریتانیا و دیگر موزه های اروپایی در برلین، آمستردام و ژنو قرار دارند.هنرعمومی درباره وجود فرد نیست، درباره وجود دیگران است. درباره ذوق و سلیقه های شخصی نیست، درباره احتیاجات دیگران است. درباره بیم و امید هنرمند نیست، در باره نشاط و خشنودی دیگران است. در باره شخصیت افسانهای هنرمند نیست، درباره جامعه سازی هنر است.”
بنا نیست که حس کوچکی و بی اهمیتی به مردم بدهد، بناست که حس تعالی و شکوهمندی به مردم بدهد. بنا نیست که میان فرهنگ متعالی و عموم مردم فاصله بیاندازد، بناست که هنر را عمومی کند و هنرمند را هم یکی از عموم. لغت هنر در عبارات هنر عمومی، به حضور کارهای عظیم الجثهی هنری در میدانهای وسیع شهری اشاره نمیکند و البته آن نیست که قاب میشود و به دیوار آویزان میگردد؛ هنر عمومی آن است که از طرف عموم تجربه میشود.هنر عمومی، هنر عموم هم نیست، آن چنان که مثلا هنر نازیهای هیتلری و کمونیستهای استالینی هنر عموم بود. هنر عمومی تعبیری نردبانی از تاریخ نیست، تعبیری افقی از تاریخ است.
تحقیق و پژوهش سارا شاه محمدی
پژوهشگر: سارا شاه محمدی