خسران ابژه؛ درباره گلیچ ویدیو آرت مالیخولیای عرفان عشوریون

گلیچ ویدئوآرت عرفان عشوریون که در ساخت موزیک محمد صاحب زمانی با او همراه شد، عنوان« مالیخولیا» را در نمایشگاه گروهی گلیچ؛ زبان پیکسل به کیوریتوری محمدعلی فاموری و صادق مجلسی در منهای یک گالری باوان بر خود دارد. آرتیست های این ویدئوآرت معتقدند مالیخولیا تلاش برای بازنمایی سوژه ای متلاشی شده در برخورد با حجم غول آسای نظام نمادین است. غول ستبری از حروف و نماد ها که هر روز در تلاش برای شکل دادن و دسته بندی سوژه ها به مدل های از پیش تعیین شده است؛ گونه ای تحریف واقعیت که حقیقتی پیش ساخته را بانی می شود.

مالیخولیا برای عشوریون و صاحب زمانی فرار از این دسته بندی، از این حروف شدگی است. مالیخولیا تعریف واژگون واقعیت توسط سوژه ای شیزوفرنیک است. برای دست یابی به این امر زاویه ی دید از کاراکتر خنثی و مشاهده گر به دریچه ی نگاه سوژه ی ملتهب تغییر یافته است؛ به گونه ای که انگار مخاطب خود از طریق صفحه ی نمایش، سفری انتزاعی به ذهن سوژه مذکور را تجربه می کند.

آرتیست های این ویدئوآرت  اعتقاد دارند در مالیخولیا فرم های بصری(ساخته شده با تاچ دیزاینر)  راوی اند. تلاش شده این فرم ها تداعی گر حالات کلی چند اتفاق باشند، گویی چند خاطره ی دور که در ذهن سوژه اثر گذار بوده و امروز ما تنها نمایی کلی از حالت بصری آن خاطره ها را به یاد می آوریم. عشوریون تلاش کرده عناصر تا جایی دفورم شوند که در مرز بین حالت اولیه و دفورم کامل در حرکت باشند؛ این حرکت و تکرار عناصر، این کژ نگریستن به ابژه ها گونه ای بی اعتمادی به امور دریافتی را برای مخاطب ایجاد کند.

عرفان عشوریون هنرمند رسانه دیجیتال متولد ۱۳۷۴ از اصفهان ایران است. عشوریون هنرمندی است که در زمینه آهنگسازی و اجرای موسیقی با استفاده از ابزارهای دیجیتال ،فعالیت می کند. او با الهام گرفتن از طبیعت، اشکال ارگانیک و پدیده ها مفهوم زوال را در اشکال انتزاعی نشان می دهد.

عشوریون
عکس از گلیچ ویدئوآرت مالیخولیا . عرفان عشوریون . نمایشگاه گروهی گلیچ؛ زبان پیکسل . کیوریتور: محمدعلی فاموری-صادق مجلسی . منهای یک گالری باوان

برای عشوریون، در ساخت پروژه‌های مشترک بعد از شکل‌گیری ایده‌‌ به صورت کلی و بررسی  نظرگاه‌های مختلف، طرح‌هایی به صورت جداگانه بر هاله‌ای از دیالوگ‌ها زده می‌شود. مانند خط‌هایی از هم جدا افتاده که در ادامه با کمپوزیسیونِ مرتبط به فرم اولیه ایده خطوط تبدیل به یک شعر منسجم می‌شود. در این صورت فرم و محتوا به عنصری لاینفک بدل می‌شود. فضا سازی‌های متنوع، شکاف و اتصالات صوتی همانطور که در مالیخولیا وجود دارد به بازنمایی این موضوع بدل می‌شوند.

محمد صاحب زمانی متولد ۱۳۷۴ در تهران است. او فارغ التحصیل کارشناسی موسیقی و آهنگساز است. در حال حاضر تمرکز او بر روی موسیقی الکترو آکوستیک و موسیقی تجربی است. ساز اصلی او که از ۱۶ سالگی نواختن آن را آغاز کرد، پیانو است.

عشوریون و صاحب زمانی معتقدند مالیخولیا به نحوی با نوعی خسران و از دست دادن ابژه که از آگاهی شخص محو و پاک گشته مرتبط است. این مسئله در شعری که در قطعه وجود دارد نیز نمود دارد؛ بیانی همراه با لحنی گُنگ و بَم و سوگوارانه به همراه  نجوایی که فرد مالیخولیایی دارد چیزی اضافه را به نمایش می‌گذارد که در سوگواری غایب است: نوعی تنزل و کاستیِ فوق‌العاده در حس احترام به نفس، نوعی فقیر شدنِ نفسِ فرد در مقیاسی عظیم.

به نظر عشوریون اگر اثر نهایی همان چیزی باشد که قبل از ساخت ایده تصویر شده بوده، آن لذت کشف و ایده‌های اضافه شده در حین مسیر از بین می‌رود. تکامل اثر یک واکنشِ لحظه‌ای بر روی متریالی از پیش ساخته شده است. هرچه این متریال از استحکام بیشتر برخوردار باشد، واکنش‌ها با چالش‌های سخت‌تر و پیچیده‌تری همراه می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید