مصاحبه اختصاصی هنرگردی با خانم جین هانسون، به بهانه رویداد یک روز، یک کُر

بر اساس وبسایت یک روز، یک کر، این رویداد "یک ابتکار هیجان انگیز برای خواندن دسته جمعی است، که کلید آن در سال   ۲۰۱۴  خورده و از تاثیر همگانی و هماهنگ آواز خواندن برای ترویج صلح و وحدت در روز صلح یعنی ۲۱ دسامبر بهره می برد". این رویداد اتفاقی جالب و پرمعنا است که توجه مان را جلب کرده و ما را بر آن داشت که درباره ی آن بیشتر بدانیم. خوشبختانه توانستیم با خانم جین هانسون، مبتکر این رویداد مصاحبه ای اختصاصی برای هنرگردی داشته باشیم.  ایشان با رویی باز به سوالات ما پاسخ گفته و داستان شکل گیری این پروژه را برای ما روایت کردند.

[caption id="attachment_6617" align="aligncenter" width="500"]One-Day-One-Choir_jane-hunson,-honargardi_event_singing_peace-(4) خانم جین هانسون - منیع عکس: بی بی سی[/caption]
  • ایده ی اولیه این پروژه از کجا شروع شد؟

این پروژه عملاً از شبی در سال ۲۰۱۲ شروع شد که در سرم رویایی شکل گرفت، رویای خواندن مردم دنیا با یکدیگر در گروه‌های آواز یا کر برای صلح جهانی و این رویا هرشب من را بیدار نگه می‌داشت تا این که شروع کردم به اقدامی در این جهت.

در رویای من یک رهبر ارکستر بین المللی را در ذهن داشتم، بنابراین با او صحبت کردم و او نیز به دعوت من پاسخ مثبت داد و گفت که ایده ی خوبی است. ایشان همچنین معتقد بود که باید پروژه را استارت بزنم و او نیز با وارد کردن نام خود در این پروژه به من کمک خواهد کرد. نام او ولادیمیر یوروسکی است، کارگردانی هنری ارکستر فیلارمونیک لندن و همچنین ارکستر سمفونی موسکو بخشی از فعالیت های اوست.

  • چه چیزی الهام بخش شما در شکل گیری این رویداد بود؟

من در تمام طول عمر خود به عنوان سرگرمی در گروه‌های کر، آواز خوانده‌ام. والدین من عضو گروه کر بودند و من را نیز در کودکی با آن آشنا کردند. زمانی که به تحصیل در رشته‌ی علوم انسانی مشغول شدم، دلتنگ آواز خواندن شدم و بنابراین به گروه کر دانشگاه ملحق شدم. زمانی که معلم ریاضیات، انگلیسی و علوم انسانی شدم نیز دلتنگ خواندن بودم و به گروه کر پیوستم. یکی از معلمین به من پیشنهاد کرد که به گروه کُری که او میرود ملحق شوم به این ترتیب توانستم وارد یکی از بهترین گروه‌های کر دنیا، یعنی گروه کر سمفونی لندن بشوم!

من واقعا از خواندن لذت می بردم و میدیدم که جادویی در خود دارد که مردم را به سوی یکدیگر کشیده و همچنین باعث می شود با خواندن حس خوبی در افراد ایجاد شود. من با کودکان نیز کار می کردم و می دیدم که وقتی با یکدیگر آواز می خوانند، دگرگون می شوند و مشاهده می کردم که چگونه به آنها در یادگیری و برقرای ارتباط کمک می کند.

  • مقصود شما از این پروژه چیست و در نظر دارید به چه اهدافی دست یابید؟

در دهه ی سوم زندگی خود موفق به کار در قسمت بین المللی رادیو بی بی سی شدم و برای تهیه ی برنامه هایی در مورد علوم، پزشکی، مذهب و مهم تر از همه موسیقی سفر می کردم. برنامه های خوبی در باره ی قدرت موسیقی و تاثیراتی که می تواند در جامعه داشته باشد، تهیه کردم.

همچنین برنامه هایی درباره ی کودکان محله های پایین شهر و زاغه نشین ها در آفریقای جنوبی و مناطق جنگی ساختم. به بیمارستان ها رفتم و دیدم چگونه موسیقی حال افراد بیمار را عوض کرده و چطور به بهبود فیزیکی و روحی آنها کمک می نماید. در هند نیز به بیمارستانها، معابد و آشرامها مراجعه کردم که در آنها از اثر قدرتمند موسیقی برای انواع درمانهای پزشکی و روانی استفاده می کردند.

در مدارسی کار کردم که از موسیقی برای بالا بردن اعتماد به نفس و پیشرفت در آموزش بهره می بردند. به زندانها سر زدم و دیدم چگونه آواز دسته جمعی باعث بالا رفتن روحیه و توانایی شان در همکاری گروهی بهتر با یگدیگر می شود و در بیمارستانهای اروپا دیدم که چطور پزشکان و متخصصین بیهوشی از اثر موسیقی در بهترین اتاقهای عمل جراحی دنیا، استفاده می کنند.

من اعتقاد دارم که آواز خواندن می تواند واقعاً افرادی را از هر رده ی سنی، اعتقادی، توانایی، استعدادی، نژادی، جنسیتی و مذهبی، برای منظوری خاص به دور هم گرد آورد و با این کار افراد مختلف می توانند کیفیت زندگی خود را نیز بهبود دهند. موسیقی اثری سحرآمیز داشته که هزاران سال است توسط جوامع مختلف در سراسر دنیا برای پیوستگی و بالا بردن روحیه افراد، بکار رفته است.

  • فکر می کنید چگونه می توانید به این اهداف دست یابید؟

آواز خواندن در افراد باعث بهبود گردش خون، تنفس و حالت بدن می شود، همچنین باعث ترشح هورمون اندورفین شده که منجر به احساس شادی و انرژی بیشتر در بدن می گردد.

وقتی که با یکدیگر آواز می خوانیم، اثرات بیشتری نیز نصیبمان می شود چراکه هماهنگی گروهی، سطح سیستم ایمنی بدن را بالا برده (که در علم ثابت شده است) و به طرز چشمگیر و مثبتی باعث ارتباط بهتر بین افراد می شود.

به این ترتیب من می دانستم که آواز خواندن می تواند این قدرت را داشته باشد که افراد را به منظور یک هدف مشترک صلح آمیز دور هم گرد آورد، چراکه وقتی افراد با یکدیگر می خوانند ضربان قلبشان با یک سرعت می تپد و در نتیجه خوانندگان و شنوندگان احساس آرامش بیشتری خواهند داشت.

بنابراین من به یاد آن رویا افتادم و فکر کردم که باید به تمام کسانی که می شناسم صحبت کنم، که البته در زمینه های مختلفی با آنها آشنا شده بودم و تعدادشان واقعا زیاد بود. خوشبختانه همگی بازخورد بسیار خوبی داشته و می گفتند ایده ی بسیار خوبی است. چون این کار را درکنار شغلم انجام می دادم، هرگاه وقت پیدا می کردم با افرادی که می شناختم صحبت می کردم، تماس می گرفتم و ایمیل می زدم. سعی داشتم ذهن آنها را با این ایده درگیر کنم، به طوری که پروژه ای را خلق کردیم و تصمیم گرفتیم در طی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ برای یادبود جنگ جهانی اول، که درست صد سال از آن دوره می گذرد، آنرا به انجام برسانیم. در انگلستان همیشه باید پروژه خود را با یک جریان کلی پیوند بدهید، و از آنجایی که تمرکز دولت و سازمان های هنری بر این موضوع بود، با این دوره ی زمانی همراه شدیم چراکه فکر کردم زمان کافی داشته باشیم تا سال ۲۰۱۸ گروه کر بزرگی بسازیم. البته با این انگیزه ی رویایی که دیگر جنگ جهانی نداشته باشیم، این که هرقدر تعداد افراد بیشتری با موضوع صلح در تماس باشند، احتمال این که اثر بیشتری از این موضوع حاصل می شود، بیشتر خواهد بود. مردم انگیس درست مثل تمام مردم دنیا از درگیری ها خسته شده اند و دوست دارند دنیا تغییر کرده و صلح آمیزتر شود. حال اگر مسئولین نمی توانند اقدامی کنند، ما مردم عادی باید حرکت کنیم و از صفر شروع کرده، با صدایی رسا و آوازی دل انگیز اعلام کنیم که ما می خواهیم شرایط تغییر کند.

مسئله ی جالب این بود که نمی توانستم هیچ سرمایه گذاری برای این پروژه پیدا کنم چون موضوع ما صلح بود نه یادبود جنگ!!!

تقریبا داشتم تسلیم می شدم اما ناگهان در آخرین لحظات از رادیو بی بی سی با گروه کر تماس گرفتند و اذعان داشتند که ایده ی فوق العاده ای است و این که این رویداد را برای من برپا کرده اند و در همین زمان بعضی از سازمانهای صلح آمیز پیشنهاد کمک دادند. همچنین یک مجله و دو روزنامه نیز قول همکاری دادند.

به این ترتیب پس از دو سال کار روی پروژه و نداشتن منابع مالی، با این که افراد زیادی را به آن علاقمند کرده بودم، به نظر می رسید که اکنون ما یک رویداد با موضوعیت صلح در دست داریم.

تقریبا یکسال قبل حتی یک وبسایت هم نداشتیم، اما اکنون که من یک درمانگر هستم، یکی از بیماران من هزینه ی تاسیس وبسایت را متقبل شد.  پس از آن برخی رسانه ها و برنامه های رادیویی نیز به آن پرداختند.

صلحی که ما در این پروژه از آن صحبت می کنیم، صلح در همه ی ابعاد و سطوح است؛ صلح در جوامع، صلح در خانه ها، صلح در قلبمان و صلح بین ملل.

  • مردم، گروهها و کشورهای مختلف چگونه به این رویداد واکنش نشان دادند؟

از کشورهای مختلف پاسخهای متفاوتی گرفتم برای مثال سال گذشته از استرالیا و همچنین آفریقا، که مرکز توجه گروه صلحی بود که با من کار می کردند، پاسخهای پرشوری داشتم. به همین ترتیب از ۴۶ کشور دیگر نیز پیغامهایی دریافت کردم و آنها نیز به این پروژه ملحق شدند. البته امیدوارم از تمامی کشورها بتوانم تماس داشته باشم بنابراین از همه تقاضا دارم به دوستان خود در مورد این پروژه بگویند.

  • آیا واقعا فکر می کردید یک روز، یک ُکر چنین شهرتی پیدا کند؟

به نظرم من واقعا هیچ ایده ای نداشتم که چه اتفاقی خواهد افتاد، فقط با این رویا اعتقاد داشتم که باید پیش بروم و به همین دلیل است که هنوز با تلاش زیاد ادامه می دهم.

خیلی عالی بود که در ابتدا چنین خوب پیش رفت اما وقتی فکر می کنیم که چه تعداد افراد زیادی هستند که مثل ما فکر می کنند، به این نتیجه می رسیم که باید با هزاران و میلیونها افراد بیشتر از این دست تماس برقرار کنیم.

هنوز مطمئن نیستم چگونه به چنین چیزی دست می یابیم اما می دانم که این موضوع در دنیا پخش شده و به این دلیل که مردم بسیاری خواهان آن هستند، در گسترش آن کمک خواهند کرد و به ما ملحق خواهند شد. به این ترتیب رسانه های اجتماعی بخش عظیمی از این پروژه بوده که باید در آن فعال تر بشوم. فکر کنم هنوز باید راههایی که بتوانم از طریق فیس بوک، اینستاگرام و غیره با افراد بیشتری در تماس باشم را یاد بگیرم.

 

  • بهترین خاطرات شما در طول اجرای این رویداد چه بوده اند؟

خاطرات خوب من از این پروژه، ایمیل هایی هستند که در آنها مردم مراتب تشکر خود را از برگزاری و برپایی چنین رویدادی ابراز می دارند و خوشحال هستند که در کنار افراد دیگر برای صلح آواز می خوانند. یکی از خاطرات خوب دیگر زمانی بود که افراد مشهور در انگلستان به حمایت از ما آمدند. مثلا وقتی نامه ای از نخست وزیر انگلستان داشتیم که در آن این پروژه را ایده ای هیجان انگیز نامید (اگرچه نتوانستند بودجه ای در اختیار ما قرار دهند!).

فکر می کنم بهترین خاطره خودِ رویداد باشد که در میدان جهانی بی بی سی همراه با پنج گروه کر دیگر شامل گروه کر کودکان، گروه کر اولیاء مدرسه، گروه کر کلیسا، یک گروه کر چند مذهبی و گروه کر فیلارمونیک لندن همگی در کنار یکدیگر آواز خواندند، که پخش زنده رادیویی داشت و اخبار آن نیز در تلویزیون ملی پخش شد.

یکی دیگر از اتفاقات برجسته، مقاله ای بود که در روزنامه ی تایمز درباره ی پروژه و اثر آواز خواندن همگانی در صلح جهانی چاپ شد. اتفاق دیگر نیز زمانی بود که ۲۲۰۰۰ کودک به صورت همزمان در سطح انگلستان برای پیوستن به رویداد ما ثبت نام کردند.

One-Day-One-Choir_jane-hunson,-honargardi_event_singing_peace-(5)

این داستان پروژه ی ما تا کنون بوده و در صورتی که بخواهید به ما بپیوندید به این لینک رجوع نمایید. هم‌چنین برای خواندن اصل گفت و گو می‌توانید به وب‌سایت انگلیسی هنرگردی مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید