بر طبق لیست تهیه شده توسط مورخ هنر سیمور اسلیو در سال ۱۹۷۴، فرانس هالس ۲۲۲ چهره نگاری تایید شده دارد. در میان این تعداد هالس مجموعه های مختلفی با عناوینی از جمله مجموعه ماهیگیران، مبشرین، افسران گارد مدنی، حواس پنج گانه و سالگرد عروسی دارد.

مجموعه تابلوهای سالگرد عروسی شامل ۲۶ جفت تابلو است که توسط شوهر برای سالگرد عروسی در قرن ۱۷ هلند سفارش داده می شد. این تابلوهای دوتایی یک شکل ثابت دارند به این صورت که تابلو سمت چپ از دید مخاطب چهره نگاری مرد و سمت راست چهره نگاری از زن است. مرد سه رخ متمایل به سمت راست ایستاده یا نشسته است. زن سه رخ متمایل به سمت چپ ایستاده یا نشسته است.

در تحلیل نشانه شناسی از دید رولان بارت برای تابلو مرد از کتاب سخن عاشق او متن های مرتبط با متن تابلو در این تحلیل انتخاب شده است. چون سفارش دهنده تابلوهای سالگرد، همواره مرد بوده است سخن عاشقانه از زبان او بیان می شود.

در مجموعه چهره نگاری های سالگرد عروسی، نشانه های تعهد و عشق به خوبی دیده می شود. حلقه داخل انگشت اشاره دست راست، گرفتن یک لنگه دستکش در دستی که لنگه دیگر دستکش را پوشیده، دست مشت شده بر روی قفسه سینه و اشیاء و گیاهانی که تداعی کننده عشق هستند.

مدل های داخل تابلو ها با هر وسیله ممکن می خواهند پیام خود را به ما تماشاگران برسانند. طبقه اشرافی با لباس های گران قیمت و زیورآلات به ما خود را می شناسانند. نشان های خانوادگی بر روی دیوار پشت سر مدل ها، اصالت را تبلیغ می کنند.

مرکزیت انسان

یکی از مفاهیم مهم هنر کلاسیک، مرکزیت است و در آثار هالس مرکز انسان است. همه چیز به انسان ختم می شود. همه نورها و رنگ ها برای نمایش هر چه باشکوه تر انسان است. انسانی که هزاران لایه برای شناخت دارد. شاید در حال لبخند زدن است ولی در درون غمگین است.

تحلیل نشانه شناسی می تواند هیچ ارتباطی با فکر و هدف تولیدکننده هنر نداشته باشد. هالس برای امرار معاش از مدل های مختلف تابلو می کشید ولی ما می توانیم تحلیل های مختلف نشانه ای از وجب به وجب آثار او داشته باشیم که بدون کوچکترین ارتباطی با مادیات باشد.

جهان بینی تولید کننده هنر با جهان بینی تحلیلگر هنر متفاوت است. کشف مفاهیم یک پدیده در ارتباط با مخاطب هدف نشانه شناسی است. باروک هنر اشاره، تحریک کردن و رها کردن است. اغلب مدل های هالس حالتی سه رخ دارند که دلالت به جمع شدن ضمیر من و تو، تشکیل ما دارد. آثار هالس مخاطب را به مدل درون تابلو مربوط می کند. در واقع مخاطب و مدل تابلو به یکدیگر می نگرند و اشتراکات فراوانی را در یکدیگر کاوش می کنند.

یکی از بنیان های نشانه شناسی بارتی، ساخت روایت است. هر یک از تابلو های هالس روایتی دارد که با خوانش نشانه هایش از درون لایه های رنگ بوم بیرون کشیده می شود. هالس استاد دانستن زمان توقف و فریز کردن مدل برای نقاشی است. گویی روح را از مدل می گیرد و مخاطب با کاوش درون تابلو روح جدیدی به مدل درون آن تزریق می کند.

چهره نگاری از یک مرد ناشناس با جمجمه ای در دست

پونکتوم این تصویر جمجمه نیست زیرا این دقیقا همان چیزی است که این مرد با در دست گرفتن جمجه می خواهد به تماشاگران نقاشی نشان دهد. سفارش دادن بعضی از این چهره نگاری ها در قرن هفدهم برای نصب بر روی دیوار خانه مدل نقاشی بوده که از خواست درونی صاحب خانه برای نشان دادن مفاهیمی خاص به تماشاگران آن تابلو حکایت دارد.

با نگاه به این چهره نگاری به سرعت تمرکز چشمان ما از صورت مرد به سمت جهت مخالف آن در پائین تابلو به صورت جمجمه سر می خورد. جایی که به جز جمجمه، دست راست مرد و نحوه نگاه داشتن انگشتانش در مقابل تک صورت مرد در بالای تابلو، سنگینی و فشردگی را در قسمت پائین تابلو ایجاد کرده است. تصویر یک دال اصلی دارد که جمجمه است و مفهوم آن در ارتباط با مرگ، گذرایی زندگی، پوچ بودن موضوعات کلامی، یادبود، ماه ، مجنون ها، خورشید در حال مرگ و زمان است.

درجادوی کهن برای رسیدن به قدرت معنوی از جمجمه سود می جستند. جمجمه نمادی از مرگ نیست بلکه معنای زندگی و زیستن می دهد. جمجمه مقدس ترین عضو بدن پنداشته می شد. در غرب از قرون وسطی جمجمه به عنوان یادآور شتابان زمان در مقابر و نقاشی های طبیعت بی جان و گاهی در دست قدیس های در حال سخنرانی دیده شده است. واتیناس، آثار هنری هستند که مفاهیم نمادینی از مرگ یا پوچی هستی را به تصویر می کشند.

بیشتر هنرمندان از استخوان جمجمه به عنوان سوژه اصلی انتقال مفهوم وانیتاس استفاده می کنند. پیامی مستقیم به بیننده درباره طبیعت، بی معنی زندگی و بروز نا بهنگام مرگ که در همین نزدیکی است. هر نقاشی که شامل استخوان، جمجمه و یا اسکلت کامل به شکل نمادین باشد، می تواند به اصطلاح« بخاطر بیار که خواهی مرد» مربوط باشد.

مرد لباس مشکی به تن دارد و یقه سفید توری پرچین به دور گردن با مچبند های سفید، سه رخ متمایل به سمت راست ایستاده است. سمت راست بالای تابلو بر روی دیوار نشان خانوادگی مرد که طرحی از یک اسب است به چشم می خورد. در زیر آن سن مرد در زمان کشیدن نقاشی که ۶۸ سال است، حک شده است. تابلو«یک مرد ناشناخته با جمجمه ای در دست» در سال ۱۶۱۱ میلادی توسط هالس کشیده شده و از نوع چهره نگاری های عروسی است و با تابلو چهره نگاری از زن ایستاده جفت است و سخنی عاشقانه در خود دارد:

« من، چه تیره روز و چه بهروز، گاه در حسرت غرق شدن ام. سیلاب غرقگی را زخمی می تواند به راه اندازد، یا با هم گدازشی: ما با هم از عشق هم می میریم: مرگی باز، رقیق و بخارگون شدن، مرگی محاط در گوری مشترک. من مسئولیتی ندارم، کار مردن بر عهده ی من نیست: من خودم را تفویض می کنم، خودم را محول می کنم. به چه کس؟ به خدا، به طبیعت، به هر چیزی، جز دیگری».

چهره نگاری از زن ایستاده

زن سه رخ متمایل به سمت چپ ایستاده است. با دست چپ زنجیر طلا کمربندش را در برگرفته و با دست راست گوشه کت مشکی رنگش را گرفته است. کلاه توری کوچک نیم تاج سفید رنگی به سر دارد و لباس زرشکی رنگی به تن با مچبند های توری سفید و کت مشکی بدون آستینی که به بلندای لباسش است. یقه توری پر پیچ سفیدی دور گردنش است که مد لباس قرن ۱۷ هلند را نشان می دهد.سمت چپ تابلو بالا نشان خانوادگی زن را نشان می دهد.

زن ایستاده یک حلقه و یک انگشتر در انگشت اشاره دست راست دارد،که در هلند قرن ۱۷ میلادی نشانه ای از ازدواج است.  زن ایستاده با صورتی یخی ولی با چشمان قهوه ای و فاصله بین لبانش می خواهد ما را اغوا کند. حتی با نشان دادن کمربند طلایی که در دست گرفته هم می خواهد ما را اغوا کند. اغوای زیبایی یا ثروت و یا هر چیز دیگری اهمیت ندارد. اینکه تلاشی سخت به کار برده تا با امیال دنیوی تماشاگران را اغوا کند در تضاد کامل با جفتش در تابلو مرد ناشناس با جمجمه ای در دست است که با ما از زندگی و مرگ و عشق حرف می زند.

چهره نگاری از مرد ایستاده

به نظر مردی چهل یا چهل و پنج ساله است. سه رخ ایستاده و متمایل به راست است. پشت دست راستش را به کمر زده در حالی که کف دست بالاست. دست چپ گوشه لباسش را به سمت پایین نگاه داشته است. انگشتری در انگشت اشاره دست چپ وجود دارد. نشانه انگشتر دلالت به ازدواج مرد دارد. ظاهر مرد با موی کوتاه و سبیل و ریش روشن است. لباس ساتن سیاه با یقه سفید توری به تن دارد. کمربندی طلایی نیز به کمرش است که نشان می دهد از افراد ثروتمند جامعه است.

نشان خانوادگی سمت راست بالای تابلو از صلیب یونانی با سه برگ گل مرداب تشکیل شده است.  نشانی که اصالت و قدمت خانواده را نشان می دهد. عنوان تابلو به ما اطلاعات زیادی نمی دهد. نام مرد مشخص نیست و فقط حالت قرارگیری اش درون تابلو را بیان می کند.

هالس تابلو«مرد ناشناس ایستاده» را در سال ۱۶۲۰ میلادی کشیده است. این تابلو از نوع چهره نگاری های عروسی است و با تابلو چهره نگاری از یک زن ایستاده کشیده شده در سال ۱۶۲۰ جفت است و سخنی عاشقانه در خود دارد:

«واژه ی قلب به همه گونه تپش و اشتیاقی اشاره دارد، اما ویژگی دائم آن این است که قلب در قالب ارمغانی برای هدیه دادن شکل می گیرد، حتی اگر این هدیه نادیده گرفته یا رد شود. قلب اندام اشتیاق است، در عرصه ی تصویرستان قرار می یابد، مفتون آن می شود. دنیا، دیگری، با اشتیاق من چه خواهد کرد؟ این اضطرابی است که تمام تپش های قلب، تمام مساله های دل، یک جا در آن جمع می شود».

چهره نگاری از زن ایستاده

زن سی ساله به نظر می رسد. زن ایستاده با چشمانی درشت حلقه ازدواجش در انگشت اشاره دست راست قرار دارد. نشانه حلقه به تعهد و وفاداری اش دلالت دارد. یقه و مچ دست او با توری سفید رنگی پوشانده شده است. زنجیر سنگین طلایی به کمر دارد. که نشانه ای برای نشان دادن ثروت خانوادگی است.

کلاه نیم تاجی شکل فاقد بال مشابه خواهران کاتولیک به سرش است. کت مشکی بدون آستین به تن دارد. سه رخ ایستاده به سمت چپ متمایل است. بازوی چپ آویزان در کنار بدن و دست راست تکیه داده از قسمت مچ به یک صندلی چوبی که دسته آن معرق کاری شده است.

زن ایستاده لباس ابریشمی براق قرمزی با نقطه های زرد پوشیده است. دستبند طلایی به مچ بسته است. گوشه سمت چپ بالا نشان خانوادگی با سه قو در حال شنا دیده می شود. که نشان از اصالت خانوادگی او دارد. پس زمینه تابلو خاکستری تیره است. نام زن مانند تابلو جفتش مشخص نیست و عنوان تابلو فقط نوع موقعیت قرارگیری مدل درون تابلو را نشان می دهد

چهره نگاری از لوکاس د کلرک

لوکاس د کلرک، تاجر اهل هارلم است. دست چپش را به کمر زده است و  دست راستش روی شکم است. لباس سیاه و سفید گران قیمتی بر تن دارد.نمادی از تظاهر به ثروت می تواند باشد. رنگ لباس دستور مذهبی پروتستان است. او کلاه کوچک مشکی رنگی هم بر سر دارد.

در قرن ۱۷ به ندرت تمام بدن، سر تا پا در تابلو ها نشان داده می شد. در طراحی لباس نیاز به پارچه زیاد برای پوشاندن تمام بدن بود. به همین دلیل گران تمام می شد. مرد ایستاده سه رخ متمایل به سمت چپ به تماشاگر نگاه می کند.به نظر یک مرد یک محافظه کار مذهبی پیرو کیش منونیت است. پس زمینه تابلو ساده عاری از هرگونه جزئیات است. سایه های قابل توجه در تصویر مرد دیده می شود.

هالس این تابلو را در سال ۱۶۳۵ میلادی کشیده است. تابلوی د کلرک از نوع چهره نگاری های عروسی است که با تابلو چهره نگاری از فینتج ون استینکیست جفت است و سخنی عاشقانه دارد:

«زمان استمراری زمان شیفتگی است: به نظر زنده می رسد اما جنبشی، جریانی، ندارد: حال استمراری، حضور استمراری، مرگ استمراری؛ نه نسیان نه معاد؛ این صرفا دام فرساینده ی خاطره است».

چهره نگاری از فینتج ون استینکیست

فینتج ون استینکیست، همسر لوکاس دکلرک است. نور در آثار هالس همیشه از سمت چپ می تابد. چهره زن به طور مساوی روشن است. به تصویر کشیدن زن در یک ژست استاتیک تر نسبت به مرد، سبک معمول هالس در نقاشی هایش است.

به دنبال سنت قرن ۱۷ صورت بدون کوچکترین لبخند است. ژستی رسمی به خود گرفته است تا ارائه کننده تصویری محترم از زن باشد. با دستانی به روی هم بر روی شکم که دستکشی را در بر دارد . یک صندلی در پس زمینه سمت چپ دیده می شود

اکثر چهره نگاری های هالس سفارشی برای کسب درآمد و گذران زندگی بوده است. ولی با این حال قدرت قلموی هالس و هنجار شکنی های او در فضایی محافظه کار درون آثار نمایان است. چهره نگاری های سرخوشانه و خندان و همچنین چهره نگاری های گروهی متعدد از ویژگی های منحصر به فرد هالس است. هالس قدرتی را درون تابلوهایش نمایان می سازد که هر بیننده ای را با حالت مدل درون اثر یکی می کند. بیننده اشتراکات زیادی با مدل درون اثر،چشم در مقابل چشم می یابد.

بدون کامنت

کلیه حقوق متعلق به مجموعه هنرگردی می‌باشد. طراحی و پشتیبانی وب سایت از شاریوت

با ما در تماس باشید

برای ارتباط با هنرگردی از این بخش استفاده نمایید

درحال ارسال

Log in with your credentials

or    

مشخصات ورود خود را فراموش کرده اید؟

Create Account