هنرگردی مجله تخصصی هنری ایران

مجله مستقل و تخصصی هنرهای تجسمی و مفهموی

کائنات میل به بی‌نظمی دارد؛ شما چطور؟

در درس شیمی دوران دبیرستان آموختیم که آنتروپی (آشفتگی) جهان همواره در حال افزایش است؛ اما کم‌تر کسی از ما در آن دوران درکِ ملموسی از آن موضوع داشت ولی امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که با مقایسه‌ی بازه‌های کوتاهِ زمان هم می‌توانیم این افزایش آشفتگی یا بی‌نظمی را به خوبی حس کنیم. دنیای هنر هم به هیچ عنوان از این مسئله دور نبوده و به دلیل عدم پذیرش هنجارهای معمول، چند برابر دیگر رشته‌ها این افزایش بی‌نظمی را تجربه می‌کند.

شاید بارزترین مصداق این مسئله در جهان هنرهای تجسمی را بتوان در رشته‌ی عکاسی مشاهده کرد. اکنون با فراگیر شدن تجهیزات عکاسی و شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و اینستاگرام، روزانه موجی از داده‌ها و تصاویر دنیا را درمی‌نوردند که حتی اگر داده ها و عکس های با کیفیت متوسط به پائین را هم حذف کنیم، هم‌چنان با حجم بسیار عظیمی از عکس های با کیفیت متوسط به بالا روبه‌رو خواهیم بود و پس از طی گذشت مدتی، به دلیل تولید انبوه و کارخانه‌وار تصاویر، همان عکس های با کیفیت، تبدیل به آثاری صرفا متوسط می‌شوند و این “متوسط” کم کم “معمولی” شده و از جذابیتش کم می‌گردد؛ چرا که هر ابتکاری در تاریخ تنها یک بار قابل اجراست و پس از آن، آثار تولید شده یا باید نوآورانه‌تر باشند و یا کسالت‌بار به شمار روند و دقیقا در همین زمان است که نمایشگاه های عکس در گالری ها بدل به کپی صفحات اینستاگرام می‌شوند. در این دوران می‌شود گفت که دوز عکاسی ما بالا رفته است و دیگر هر عکسی برایمان جالب نیست. ژانرهای گوناگون دچار کثرت شده و مخاطبان در جهانی از عکس های عادی غوطه ور می‌شوند. در چنین مرحله‌ای عکاس برای پاسخ دادن به هیجان خواهیِ بی‌انتهای مخاطب دست به کارهای افراطی می‌زند. جلب توجه می‌کند و باز همان افراطگری‌ها بعدا عادی می‌شوند و دوباره هنرمند می‌ماند و بحران نوآوری برای نمایشگاه بعدی‌اش!

در شرایط سخت و تیره‌ی بالا، محیط ساکن فرض شده است و صرفا این تصاویر و خروجی‌های دوربین عکاسان هستند که قرار است محیط و عناصر ثابت آن را به نحو متفاوتی بازتولید نمایند. اما به راستی چنین نیست. محیط و عناصر آن هم با سرعت درحال دگرگونی هستند. شرایط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و زیست محیطی مدام تغییر می‌کنند و با هر تغییر، چندین و چند بعد تازه را به روی ما می‌گشایند. مفاهیم تازه تولید کرده و کانسپت نمایشگاه های بعدی را می‌آفرینند. پس چه می‌شود که در گالری های پایتخت بر خلاف تغییرات زیاد محیط تهران، ایران و جهان، هم‌چنان در حال درجا زدن و دیدن آثار مشابه و گاه کپی هستیم؟


دیدگاهتان را بنویسید