هنر نوگرای ایران میراث پر باری است که از گذشته به دست ما رسیده است و ریشه در سنت های فرهنگی و هنری پیشین سرزمین ما دارد، و مدیون افرادی است که از هر حیث آن را پر بار تر کرده اند، و یکی از این افراد مسلما فرامرز پیلارام است. پیلارام که دانش آموخته دانشکده هنرهای تزئینی بود با خط و خوشنویسی ایرانی آشنایی کامل داشت، بی آنکه نزد کسی تحصیل کرده باشد. با این حال اما از اساتید برجسته انجمن خوشنویسان ایران بود و در مدت فعالیتش در آن انجمن شاگردان بسیاری نیز تربیت کرد و به آنها “ترکیب بندی” و همچنین “بزرگ نویسی” آموزش می داد زیرا پیلارام استاد مسلم درشت نویسی با قلم بود و در آن مهارت بسیار داشت.

توانایی پیلارام در خوشنویسی و تسلط او بر قلم و قلمو و همچنین توانایی فوق العاده او در استفاده از ترکیب بندی و توجه ویژه اش به فرم او را سرآمد همه ی هم دوره ای هایش کرده بود به گونه ای که پا را فراتر از سطوح تک بعدی بوم و کاغذ و مقوا گذاشت و در یک حرکت بی سابقه در تاریخ هنر، خوشنویسی ایرانی را به صورت احجامی سه بعدی پر صلابت و ایستا در آورد و پنجره ای جدید بر هنر این سرزمین گشود.

شاید بتوان مهمترین اثر پیلارام از این مجموعه را تندیس چوبی ۱۵ متری دانست، تندیسی که او در سال ۱۳۵۴ ۱۹۷۵ در یکی از کارگاه های حجم دانشگاه علم و صنعت ساخت و اولین بار در نمایشگاه گنج و گستره یک در همان سال همراه با گروه نقاشان و مجسمه سازان آزاد در انجمن فرهنگی ایران و آمریکا به نمایش گذاشت، یکی از ویژگی های منحصر به فرد پیلارام نسبت به سایرین استفاده ناخوانا و آشنایی زدا از کلمات و حروف در آثارش است. با این حال بعضی از حروف و کلمات به گونه ای کنار یکدیگر قرار گرفته است که برای مخاطب ایرانی بیانگر بعضی از کلمات خوانا می باشد مانند ((الله)) و ((لا اله الا الله)) بر حسب همین ویژگی پیلارام در این تندیس غول پیکر جملاتی گنگ و نا واضح از بسم الله و لا اله الا الله قرار داده است، همانطور که در آثار نقاشیخط خود از تکرار حروف و کلمات و استفاده از فرم ها بهره مند شده بود، در آثار حجمی اش نیز از این ویژگی ها سود جست، با این حال در این تندیس بی نظیر و نمونه کوچک تر آن نیز پیلارام از روح موسیقی و فرم نت ها نیز بی بهره نبوده است ، و سرکوب روح هنری اش را در عرصه موسیقی در این مجسمه و نمونه کوچک تر آن متجلی کرده و به نمایش گذاشته است .

اهمیت این مجسمه در بی سابقه بودن آن در تاریخ هنر ، استفاده به نحو احسن از فرم (آنچه پیلارام استادش بود) و عظمت چنین پیکره ای در تاریخ هنر ایران است. پیلارام در این تندیس اوج توانمندی خود در انواع و اقسام هنر ها را به نمایش گذاشته است، و به درستی او یک نقاش ، گرافیست ، مجسمه ساز ، خوشنویس و موسیقیدان برجسته بود که شاید هیچگاه دست به سازی نزد و نتوانست سازی را بیاموزد اما موسیقی در سایر هنرهای او به خوبی تجلی یافت و خود را نشان داد، با این حال این تندیس چوبی بی نظیر در کل سه مرتبه بیشتر نمایش داده نشد و قرار بر این بود که در دومین نمایش آن در نمایشگاه واش آرت در واشنگتن همراه با گروه آزاد در سال ۱۳۵۶(۱۹۷۷) توسط یک مجموعه دار خارجی خریداری شود که با مخالفت ملکه وقت ایران روبرو شده و این اثر به عنوان میراث فرهنگی ایران برای جهانیان به کشور برگشت خورد اما تا کنون متاسفانه هیچگاه اقدامی برای ثبت آن به عنوان یک میراث ملی و جهانی صورت نگرفته است.

فرامرز پیلارام همواره معتقد بود که اثر هنری نباید در انحصار گالری ها و نمایشگاه ها باشد و باید در دسترس عموم مردم قرار بگیرد و در گفت و گو های گوناگون بارها اعلام کرده بود که قصد دارد این مجسمه را در معابر عمومی (ایستگاه قطار ، میادین و پارک ها) نصب کند که قابل استفاده برای عموم باشد ، اما هیچگاه موفق به این کار نشد. در نهایت این پیکره فوق العاده آخرین بار در سال ۱۳۸۸در گالری ۶۶ در تهران در نمایشگاهی به یاد فرامرز پیلارام به همت صادق تبریزی به نمایش درآمد و در حال حاضر مکان نگهداری آن نا مشخص است.

بدون کامنت

کلیه حقوق متعلق به مجموعه هنرگردی می‌باشد. طراحی و پشتیبانی وب سایت از شاریوت

با ما در تماس باشید

برای ارتباط با هنرگردی از این بخش استفاده نمایید

درحال ارسال

Log in with your credentials

or    

مشخصات ورود خود را فراموش کرده اید؟

Create Account