آیا بهتر است از تاریخ فاصله بگیریم؟

در روز سوم هفته فیلم اروپایی، فیلم «مادر و دیگر دیوانه های خانواده» به کارگردانی ایبولیا فکته محصول ۲۰۱۵ از مجارستان در سایت هاشور به نمایش درآمد. این فیلم داستان یک خانواده مجارستانی در گذر از حوادث تاریخی قرن بیستم میلادی است.

برتا دختر کوچک یک خانواده پنج نفره داستان را روایت می کند. پدر رئیس اداره پست روستای محل زندگی آنها و مادر بی دلیل متنفر از شوهر است. به قول پدر برتا، او با یک زن سرد از یک خانواده با اصالت ازدواج کرده است. او دخترانش را هم به همان سرد بودن متهم می کند. خواهر بزرگ برتا در جوانی با ناراحتی قلبی میمیرد و برادر کوچکش نیز در جنگ بین الملل اول کشته می شود.خانواده مادری برتا نیز در روایت تاریخ محور او نقش مهمی دارند.

خانواده ای در گذر از تاریخ

فیلم با نگاهی جامعه شناسانه از تاریخ معاصر مجارستان حکایت ها دارد. از دوران شکوه پادشاهی اتریش-مجارستان در اوایل قرن بیستم تا نابودی آن در جنگ بین الملل اول، از اشغال توسط آلمان نازی در خلال جنگ بین الملل دوم تا حکومت کمونیست های طرفدار شوروی، داستان جا به جایی هایی که زندگی مجبورت می کند را روایت می کند.

تاریخ

برتا در تمامی اتفاقاتی که در طول زندگی بر خانواده اش می گذرد راه حل نجات را در جا به جایی از منطقه وقوع حادثه می بیند. چه زمانی که در جوانی بعد مرگ مادر شهر کوچک شان را به مقصد بوداپست پایتخت رها کرد و چه زمانی که خطر دستگیری لایوس آنها را دوباره از پایتخت به شهرهای دیگر کشاند.

وقتی در مکالمه با یکی از آشنایانش برای برنامه ریزی مهاجرت به آمریکا مواخذه شده و این رفتار او به فرار کردن تعبیر می شود، آنرا راه نجات می داند و زمانی که لایوس می خواهد به کمک اعتصابگران برود با فریاد به او می گوید: بهتر است در این جور مواقع، از تاریخ فاصله بگیریم.

نقاط عطف طلایی فیلم

صحنه اول، زمان حکومت کمونیستی حاکم بر مجارستان با ملی شدن همه چیز، سهمیه بندی خوراک و پوشاک را نشان می دهد و برتا که به همراه تک دخترش به فروشگاهی برای خرید کفش می رود. او در پله های فروشگاه کیف پولی را پیدا می کند. با اوضاع بد اقتصادی وسوسه می شود پول را بردارد.

ولی صدای غر زدن زنی به دخترش که کیف پول را گم کرده و اینکه آن پول تمام پس اندازشان بوده، او را به خود می آورد و تصمیم می گیرد کیف را به آن زن پس بدهد. آن دو با نگاهی گریان بدون ادای هیچ کلمه ای فقط به هم نگاه می کنند. هر دو از اینکه با این سیستم همگانی بخور و نمیر باید سر کنند ناراحت هستند و هیچ دیالوگی نمی توانست به این خوبی صحنه را تاثیر گذار کند.

صحنه دوم زمانی است که لایوس شوهر برتا می خواهد به دختر کوچک شان اسکیت سواری را نشان بدهد. این حرکت نشانه ای از وجود روح آزاد درون کالبد لایوس است. دخترشان هنوز تمرین آزادی نکرده بنابراین اسکیت سواری بلد نیست. ولی لایوس با پیوستن به اعتصابگران ضد شوروی تمرین آزادی را خوب بلد است.

دیدگاهتان را بنویسید