به چالش کشاندن روایت؛ هفت پرسش از نیلوفر فلاح فر درباره روایتگری الکن

گفتگو با نیلوفر فلاح فر به تاریخ اسفند ماه ۱۳۹۹ به مناسبت نمایشگاه انفرادی او با عنوان «روایتگری الکن» در گالری باوان انجام شد. در استیتمنت فلاح فر آمده است که: «در اینجا روایت موجود در نقاشی در زمان،مکان و فضا تنیده شده است. با اشاره به نقاشی روایی در طول تاریخ هنر حال به دنبال به چالش کشیدن روایت در نقاشی هستم. با توجه به خارج شدن نقاشی از سطح بوم و بسط دادن آن به فضا منطق روایت خطی به هم می ریزد.آن چنان که  در جریان سیال ذهن تسلسل روایی دچار به هم ریختگی می شود در نقاشی های من نیز منطق زمانی و مکانی در مواجه با اثر از بین می رود.در فضایی که برای مخاطب ایجاد شده سعی بر آن دارم تا مخاطب را به سرک کشیدن در جای جای آثار هدایت کنم. دعوت به قرائتی بازیگوشانه و ناکامل در هر لحظه از جستجو که تلاشی مکرر را طلب می کند.دستیابی به خوانش صحیح از روایت دچار نقصان شده چرا که روایتگری از ابتدا الکن بوده است».

هفت پرسش از آرتیست

رامین سعیدیان: به نظر شما به چالش کشیدن ماهیت تصویر روایی، در  مسیر خطی خود از نقطه آغازین و دوباره بازگشت به آن نقطه در روایت‌گری موفق بوده است؟

نیلوفر فلاح فر: در به چالش کشیدن روایتگری بله فکر می‌کنم این اتفاق افتاد. ولی فقط در روایتگریِ دو اثر مسیری بی آغاز و پایان می‌بینیم، آن هم بر اساس مفهوم ذاتی و ماهیت فرمی که استفاده شده یعنی  در “کنش پایان ناپذیر” و “روایتگری الکن” . در باقی کارها روایتگری به گونه‌ی دیگری به چالش کشیده شده است. درکارهای دیگر این چالش اغلب میان عنوان اثر و ارجاعاتی که در دل دارند و تصویرهای دریافتی که از یک اثر در زوایای مختلف به واسطه‌ی فاصله‌ی زمانی و مکانی شکل می‌گیرد، اتفاق می‌افتد. به دلیل نقیضه های معنایی، شکست‌های تصویری و ابهامات ایجاد شده، مخاطب در لحظه نمی‌تواند دریافتی کامل از اثر داشته باشد و نیازمند طی کردن مسافتی در برابر آثار است .و در آخر آنچه از روایتگری می‌بیند تصاویر منقطعی است که در زمان‌های مختلفِ قرار گیری‌اش در برابر کارها تجربه کرده است.

سعیدیان: رابطه خلق روابط علمی و خلق هنری را چگونه می‌بینید؟

فلاح فر: با مثالی توضیح می‌دهم. مریم میرزاخانی که یکی از دستاوردهایش الهام‌بخش یکی از کارهایم هم بود ، در محاسباتش از ترسیم اشکال به نحوی استفاده می‌کرد که حتی از دید دخترش در قامت یک نقاش بوده است. در عین حال داوینچی را در تاریخ با محاسبات دقیق‌اش و ارتباط نزدیک هنر او با علم می‌شناسیم. من هم فکر می کنم در دنیایی زندگی می‌کنیم که وابستگی و پیوستگی‌ای میان همه‌ی حوزه ها وجود دارد. فقط باید به دنبال نقاط ربط آن ها بگردیم تا معنا‌ها به هم صدایی‌ و آوایی هماهنگ با نظم هستی برسند. البته هیچ لزومی هم نیست.

سعیدیان: روایت را می‌توان به قصه‌گویی نزدیک دانست یا گزارشگری؟

فلاح فر: روایت تلاشی همراه با شکست مکرر است برای قصه گویی اما به نحوی که گزارشها را هر بار به نحوی دیگر ارائه دهد تا در قصه تفاوتی ایجاد کند. روایتگری نحوی از دانستن و داوری‌ است و در تلاش است وزن زمان را کم کند. همان طور که پروست اشاره دارد:«زندگی هیچ نیست مگر در زمان روایتگری»، اما این را هم باید به این جمله اضافه کنیم: روایتگری همراه با شکست و دوباره روایتگری…

فلاح فر
دپارتمان عکس آرت ریسرچر/ نیما منصوری

سعیدیان: اولین تجربه تصویری از هنر در حافظه شما چگونه و در چه زمانی ثبت شده است؟

فلاح فر: هرچقدر فکر می‌کنم و هر تصویری که می خواهم به آن اشاره کنم من رو به تجربه ای دورتر سوق می دهد ، فکر کنم به تصویر اول هیچ وقت نرسم! هر خاطره ای خاطره‌ی قبلی رو به ذهن می‌آورد، گیج کننده است! به اولین مواجهه ام با معماری موزه‌ی هنرهای معاصر فکر میکنم بعد به تصاویر تاریخ هنر که خیلی قبل تر از آن دیده بودم میرسم… نه خیلی دورتر! اولین رو پیدا نمیکنم . شاید طاووس هایی که پدرم در کودکی برایم می کشید! یا طراحی‌های برادرم یا… نمیدانم ولی حتما دردوران کودکی ام.

سعیدیان: آیا عضو انجمن نقاشان هستید و به فعالیت های صنفی اعتقاد دارید؟

فلاح فر: فعلا عضو نیستم . در کل از انجمن ها فعالیت ویژه و به خصوصی ندیدم. اما می شود اعتقاد داشت ، اگر به امیدواری چنگ بزنیم!

سعیدیان: از گالری دار خود چه توقعاتی دارید؟

فلاح فر: من هر توقعی داشتم امسال در گالری باوان در همین مدت کوتاه تجربه کردم و فکر می کنم خانم ایوبی یکی از بهترین‌هاست که از هیچ حمایتی برای پیشرفت و معرفی هنرمندانش دریغ نمی کند. چه در داخل و چه خارج از ایران. از نزدیک شاهد تلاش‌های این تیم قوی هستم. امیدوار هستم که اتفاقات مهمی در آینده هم برای گالری و هم هنرمندانش رقم بخورد.

سعیدیان: به نظر شما آیا فرم و محتوا لازم و ملزوم یکدیگرند؟

فلاح فر: این دو در رفت و آمد هستند به صورتی که فرم به محتوا کمک میکند و محتوا به فرم. من فکر میکنم جدایی ناپذیرند و در ترازویی مادام در حال بالا و پایین شدن هستند.

دیدگاهتان را بنویسید