وقتی موزه امپراطوری در سال ۱۸۸۵ میلادی درهای خود را باز کرد، در حاشیه شهر آمستردام هلند قرار داشت. ولی اکنون میدان موزه که سه موزه بزرگ شهر از جمله موزه امپراطوری، ون گوگ و هنر مدرن در اطراف آن قرار گرفته قلب فرهنگی آمستردام است. موزه امپراطوری هم در فضای داخلی و هم در خارج ساختمان، در نمای خیره کننده اش به خودی خود یک شاهکار است. بیش از ۸۰۰ سال هنر و تاریخ هلندی در ۸۰ اتاق موزه امپراطوری به نمایش گذاشته شده است.

گالری‌های موزه امپراطوری هزاران اشیاء از هنر و تاریخ را با یک ترتیب زمانی در چهار طبقه به نمایش می گذارد. در طبقه زیرزمین آثاری از دوره ۱۱۰۰-۱۶۰۰ میلادی شامل قرون وسطی و رنسانس را پیدا خواهید کرد. در طبقه یک آثار هنری سده های هجدهم و نوزدهم قرار دارد. طبقه دو کاملاً به قرن هفدهم یعنی عصر طلایی هلند و در طبقه سوم، به هنر قرن بیستم اختصاص داده شده است.
در این یادداشت ابتدا در طبقه زیرزمین موزه امپراطوری گشتی میان آثار هنری قرون وسطی و رنسانس می‌زنیم.

هنر مسیحی ۱۱۰۰-۱۵۰۰

اکثر هنرهای تولید شده در اروپا در قرون وسطی با ماهیت مذهبی بوده است. در آن زمان ایمان مسیحی همه جا را فراگرفته بود. مسائل روزمره‌ای که بر عهده دولت بود، در قرون وسطی از طرف کلیسای باید مراقبت می‌شد. ساختمانهای کلیسا مراکزی برای تجمع مردم بودند؛ محلی که آیین‌ها ، مراسم و جشن‌ها در آنجا برگزار می شد. هنرمندان داستان های کتاب مقدس را مصور کردند و اشیائی را برای استفاده در آئین های دسته جمعی خلق کردند. محراب اصلی مرکز کلیسا بود ، اما مکان های بسیاری دیگری نیز برای نقاشی و مجسمه سازی وجود داشت. از طریق اینها ، مومنانی که غالباً نه قادر به خواندن و نه نوشتن بودند ، توانایی تجسم و درک خلقت ، درک رنج ها و معاد مسیح ، زندگی مریم و مقدسین را پیدا می‌کردند.

هنر مسیحی در فرانسه، آلمان و ایتالیا ۱۱۰۰-۱۵۰۰

در سالهای بین ۱۱۰۰ تا ۱۴۰۰ میلادی، هنرهای اروپایی وارد دوره رشد عظیمی شدند. شهرها یکی بعد از دیگری کلیسای جامع خودشان را به سبک گوتیک جدید بنا می‌کردند و طاق های گرد و سازه های عظیم بنای قدیمی رومنسی را با تأکید جدید بر روی خطوط عمودی شکل های برجسته و تزئینات خیالی تغییر می‌دادند. سبک جدید به تدریج از ایل فرانسه (منطقه‌ای در اطراف پاریس) در سراسر اروپا پخش شد. در داخل بناهای بلند کلیسا ، نور از طریق پنجره های رنگی شیشه ای فیلتر می شد. در خارج بنا، نمای ساختمان با نمایش مجسمه هایی از صحنه های کتاب مقدس و مقدسین مزین می‌شد.

فضای داخلی آنها نیز با مجسمه های تاریخی و محراب های مجلل کاملاً مجزا تزئین شده بود که در آن ترکیب متنوعی از اشکال هنری با هم آمیخته شده بودند. عناصر بارز سبک گوتیک همچنین در کارهایی با فلزکاری و حکاکی وجود داشت که هنرمندان با آثاری چوبی و بویژه حکاکی های روی عاج، به یک سطح استثنایی از هنر دست یافته اند. مجسمه ها کلیساها و محراب ها را تزئین می کردند ، اما در عین حال برای مصارف خصوصی هم تولید می شدند. اندکی قبل از سال ۱۴۰۰ ، سبک گوتیک به اوج خود رسید که راه خود را به دورترین گوشه و کنار اروپا باز کرد و به همین دلیل به سبک بین المللی معروف شد. این پایان فرهنگ قرون وسطایی و آمدن عصر جدید رنسانس را پیشگویی می کرد.

امپراطور ، اشراف و مردم ۱۱۰۰-۱۵۰۰

در قرون وسطی هلند به صورت وصله ای از ایالت ها و شهرستان‌هایی بود که توسط اشراف اداره می شدند، که به دنبال گسترش سرزمین های خود از طریق ترکیبی از جنگ و ازدواج های سودمند بودند. دوک های بورگوندی با موفقیت در طول قرن پانزدهم دامنه سرزمینی خود را گسترش دادند، در حالی که در قرن شانزدهم شاهد بودیم که بخش بزرگی از اروپا تحت کنترل یک جانبه امپراتور هابسبورگ چارلز پنجم قرار داشت. این دوره همچنین شاهد گسترش مداوم تجارت بود و باعث ایجاد شبکه‌ای از مراکز تجاری اروپا شد که در تماس مداوم با یکدیگر بودند. شهرهای هلندی رشد و شکوفایی پیدا کردند و هر روز بزرگتر ، مرفه تر و قدرتمندتر شدند.

 

کارهای هفتگانه رحمت؛ استادی از آلکمار

همه مسیحیان موظف بودند به یاری هموطنان نیازمند خود بشتابند و کمک کنند. این مجموعه از نقاشی ها هفت روش برای چنین کمک هایی را نشان می دهد: تغذیه گرسنه ، دادن نوشیدنی به تشنه ، لباس برای برهنه ، دفن مردگان ، کمک به بی پناه ، عیادت مریض و دیدار زندانیان. این تابلوی چند لته‌ای توسط یک انجمن برادری کاتولیک در آلکمار هلند سفارش داده شد. مسیح تقریباً در هر صحنه به عنوان چهره ای از جمعیت ظاهر می شود و بدین ترتیب بیننده را ترغیب می کند تا از الگوی خود پیروی کنند. به عنوان یک تشویق بیشتر ، کتیبه ای در پایین یکی از تابلوها به بیننده آگاهی می دهد که اعمال نیک هزار بار در بهشت ​​بازپرداخت می شود.

 

ده نفر عزادار از مقبره ایزابلا از بوربن
جان بورمان دوم و رنیر ون‌دینن

این مجموعه از ده مجسمه برنز زمانی که بخشی از مقبره تحمیل کننده ایزابلا از بوربن را در صومعه سنت مایکل در آنتروپ تشکیل داده بود. ایزابلا همسر چارلز بولد، دوک بورگوندی بود. آنها یک فرزند داشتند، با نام ماریا ، که ازدواج او با ماکسیمیلیان اتریش ، دو سلسله هابسبورگ و بورگوندی را متحد کرد. مقبره ایزابلا زیر نظر ماریا در سال ۱۴۷۶ ساخته شد و شامل یک مجسمه برنز در ابعاد واقعی دوشس بود که بر روی تخته سنگ مرمر قرار داشت و دستانش را به شکلی متقارن تاکرده و دو سگ کوچک ، به عنوان نماد وفاداری در پاهای او قرار داشت.

تزئینات مقبره با بیست و چهار مجسمه برنز زن و مرد ظریف ۵۰ سانتی‌متری کامل شد. از آنجا که به طور معمول چهره های بشاشی در مقابل غم و اندوه نشان داده می شوند ، اغلب به آنها “دلپذیر” گفته می شوند. با این حال به جای عزاداری، این چهره ها بیشتر نمایانگر یک نوع خانواده هستند. صومعه سنت مایکل در سال ۱۵۶۶ ویران شد و در آن زمان بود که مجسمه ها احتمالاً از مقبره به سرقت رفته بودند. ده عدد از آنها بعداً در آمستردام پیدا شدند ، هنگامی که یک کلکتور در سال ۱۶۹۱ آنها را به شورای شهر فروخت.

 

ایتالیا ۱۴۰۰-۱۶۰۰

در اوایل قرن پانزدهم، ایتالیا شاهد احیای شدید علاقه به دوران باستانی کلاسیک بود. بقایای تازه کشف شده از بناهای رومی تبدیل به یک موضوع مطالعاتی شد و مردم زمین را برای مجسمه ها ، سارکوفاژی ها ، سکه ها و کوماها حفر کردند. این دوره با نام رنسانس (واژه‌ای ایتالیایی به معنای “تولد دوباره”) شناخته می شد ، که با معرفی نقوش، سبک ها و تزئینات جدید مشخص می شد.

هنرمندان دیگر برای الهام گرفتن ، محدود به سنت مسیحی نبودند، بلکه به دنبال مضامین اساطیر یونانی و رومی بودند. این گسترش در موضوع ، زمینه را برای نوآوری های بیشتر در استفاده از رنگ ، به تصویر کشیدن فضا و تکنیک های ترکیبی فراهم می کرد. نویسندگان و دانشمندان متون فیلسوفان یونان را دوباره کشف کردند و متون جدید و انتقادی راجع به بشریت ، جامعه و ایمان تولید کردند. با اختراع چاپ ، این ایده ها به سرعت در هر گوشه اروپا گسترش یافت.

 

چشم‌اندازی از سنت فرانسیس از اسیسی
لودوویچو کاراچی

سه برادر اگوستینو، آنیبال و لودوویچو کاراچی، تأثیر زیادی در جو فرهنگی اواخر قرن شانزدهم بولونیا و به طور کلی ایتالیا داشتند. در این نقاشی، مریم با یک قدیس که مسیح را در آغوش دارد نشان داده می شود. می دهد. تحقیقات قبلی قدیس را به عنوان سنت فلیکس یا سنت آنتونی به ما شناخته بود ، ولی با مطالعات جدید احتمالاً قدیس زانو زده فرانسیس آسیسی است. بر ویژگی معنوی دیدگاه سنت فرانسیس با تضاد بین زمینه تاریک و نور آسمانی اطراف مریم تأکید می شود.

 رنسانس در مناطق شمالی کشور

در دوره قرن شانزدهم ، هلند با تحولات چشمگیر سیاسی ، مذهبی و اجتماعی متحول شد. اصلاحات و نخستین تحریکات اومانیسم ، جهان بینی قرون وسطایی را به طور مؤثر در ذهن خود قرار داد. علاقه دوباره به فرد تأثیر اساسی در همه هنرها داشت. در ایتالیا ، دوره رنسانس به خوبی در حال انجام بود و این امر باعث ایجاد پیشرفت در شیوه های جدید نمایندگی شد که بتدریج راه خود را به سمت شمال اروپا سوق دادند. نه تنها از طرف اشراف ، بلکه از مقدسین هم تقاضای فزاینده ای برای پرتره ها وجود داشت .

نقاشان هلندی مانند پیتر آرتسن و یواخیم باکلائر با قرار دادن روایت های کتاب مقدس در مکانهای رایج و معمولی ، چشم اندازهای جدیدی را در نمایش های سنتی ایجاد می کنند. سرزمین های هلند شمالی و جنوبی (تقریباً معادل بلژیک و هلند امروزی) دولتی تشکیل دادند که در آن جنوب از نظر فرهنگی مسلط بود. بروکسل از فرهنگ دربار پر جنب و جوشی برخوردار بود ، در حالی که آنتروپ یکی از مراکز مهم هنری نقاشی و چاپ اروپا بود و هنرمندان در مچلین از اقامتگاه مارگارتا اتریشی و دربار او سود می بردند. در شمال مهمترین مراکز فرهنگی هارلم ، آمستردام ، اوترخت و لیدن بود.

بدون کامنت

کلیه حقوق متعلق به مجموعه هنرگردی می‌باشد. طراحی و پشتیبانی وب سایت از شاریوت

با ما در تماس باشید

برای ارتباط با هنرگردی از این بخش استفاده نمایید

درحال ارسال

Log in with your credentials

or    

مشخصات ورود خود را فراموش کرده اید؟

Create Account