یادداشتی بر نشان تازه موزه هنرهای معاصر تهران

مورخ ۸ دی ۹۹ خبری منتشر گردید مبنی بر تغییر هویت بصری موزه هنرهای معاصر تهران، تا کنون موزه هنرهای معاصر تهران با آرم شناخته شده استاد جواد پویان در ذهن عام و خاص مردم ایران و جهان شناخته می شد.

لکن بر طبق گفته مسئولین مربوطه در نشستی که به تشریح این ماجرا می پرداخت، موزه هنرهای معاصر تهران فاقد هرگونه هویت بصری بوده لذا آنها از حضور استاد رضا عابدینی در ایران استفاده کرده و برای موزه هویت بصری ای خلق کردند که پیش از آن نبوده است.

نشان طراحی شده توسط رضا عابرینی برای موزه هنرهای معاصر تهران
نشان طراحی شده توسط رضا عابدینی برای موزه هنرهای معاصر تهران

با این حال نشان ها و آرمی که برای هویت بصری موزه هنرهای معاصر تهران در نظر گرفته شده است علیرغم مزیت در ترکیب بندی های متفاوت ، لکن فاقد جذابیت بصری می باشد در نوع فونت و رنگ می باشد. و علاوه بر آن در بخش فونت فارسی بسیار ناخواناست، که خود ایراد بزرگیست.

عدم استفاده از فرم و تصویر همچون آرم پیشین و استفاده از کلمات و حروف نیز مخاطب این هویت بصری جدید را به چالش می کشد و آن را کاهش می دهد، زیرا می دانیم که جذابیت فرم های تصویری از فرم های نوشتاری عمدتا بیشتر است، هرچند که عابدینی سعی در جبران این ضعف داشته اما متاسفانه کاملا نا موفق عمل کرده است. آنچه که اذهان عمومی را در این باره نگران می کند، این است که به مرور زمان این هویت بصری غیر جذاب در بین عامه جا بیافتد و حتی جایگزینی بر آرم بسیار قدرتمند و کامل جواد پویان گردد، سوال اینجاست که چه تضمینی بر این امر وجود دارد که این اتفاق رخ ندهد و اثر عابدینی صرف هویت بصری موزه باشد!

آنچه که همواره درباره برند سازی در دنیا رخ داده است نشان می دهد که هیچ نشان بصری ای که مخاطب با آن شناخت دارد تغییر چشمیگیری نمی کند بلکه همواره تغییرات بسیار کوچک و جزئی و در تکمیل نشان پیشین می باشد لکن تفاوت فاحش نشان های هویت بصری موزه با آرم مشهور آن خلاف این امر را نشان می دهد که می تواند برای مخاطب شوک آور باشد.

در پایان چند سوال تداعی می شود که ،چه کسانی تصمیم به این تغییر گرفتند؟ چه نگاه کارشناسانه ای در میان بوده است؟ آیا اگر چنین بنابر هر دلیلی چنین تغییری لازم بوده است، با توجه به جایگاه و اهمیت موزه هنرهای معاصر تهران بهتر نبود بجای سفارش به یکنفر ولو رضا عابدینی در طی یک فراخوان ابتدا این تصمیم با انجمن ها و هنرمندان و کارشناسان مربوطه مطرح می گشت و سپس بجای سفارش به یکنفر در طی یک فراخوان بین المللی و شایسته از همه گرافیست های جهان دعوت می شد در فراخوان طراحی هویت بصری موزه شرکت کنند و یک تیم کارشناسی خبره و در شان مسئولیت انتخاب اثر بر عهده می گرفتند و هویت بصری مطلوب موزه اینگونه انتخاب می شد؟ آیا چنین نتیجه ای مطلوب تر نبود؟

دیدگاهتان را بنویسید